آرتین آرتین ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

آرتين شیرینی زندگی مامان وبابا

16امین دندون نیش

دندون ناز و تازه   آرتینم دندون داره                 دندون ناز و تازه        پسرم بهش می نازه           خیلی قشنگ ونازه بهش میگم قشنگن              پســـــرک عـزیــزم                                    &nbs...
4 تير 1392

پاره تنم تولدت مبارک

پسر عزیز تر جانم برات داستانی میگم داستان عشق شیرینی که عمرش از عمر دریاها هم بیشتره از کجا شروع کنم وچگونه که با اولین صدایت معنای جدیدی به دنیای پوچ من دادی آرتینم به زندگی من پا گذاشتی وزندگیم را شیرین ترکردی تو قلب مرا تسخیر کردی قلب من را توسط چیزهای مخصوصی پر کردی  وروح مرا با انبوهی از عشق مالامال کردی چه مدت ممکن است که گذشته باشد آیا عشق میتواند توسط ساعات روز اندازه گرفته شود من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر میتوانم بگویم که مـیدانم به تو احتــیــاج دارم تا زمــانی که تــمام ستاره ها میدرخشند             ...
30 خرداد 1392

گلم 23 ماهه شد

                         وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد، هیچ فاصله ای دور نیست، هیچ زمانی زیاد نیست و هیچ عشق دیگری نمی تواند آن دو را از هم دور کند.   کل دنیا هم بگویند دوستم دارند ... فایده ندارد !!! اما ... دوستت دارم های " تو " چه غوغایی می کند ... روحم را تازه می کند !!!    به خاطر تو خورشید را قاب می کنم و بر دیوار دلم می زنم به خاطر تو اقیانوس ها را در فنجانی نقره گون جای می دهم به خاطر تو کلماتم را به باغهای بهشت پیوند می زنم به خاطر تو...
25 خرداد 1392

عشق بیکران مادر

داستان شگفت انگیزی از عشق مادر     کارولین ایسبِستِر، به دلیل عفونت رحم در هفتۀ 24 مجبور به زایمان زودرس میشود دکتر به او گفته بود نوزاد 1 دقیقه بیشتر زنده نخواهد بود ضربان قلبش در هر 10 ثانیه 1 بار میزند مادر تنها شانس خود را برای به آغوش کشیدن و حس کردنِ نوزادش امتحان کرد بدن سرد نوزادش را روی قفسۀ سینه اش زیر پتو در آغوش کشید اشک از دیدگانش جاری بود     ناگهان گرمای تن نوزادش را حس کرد،تپش قلبش را شنید در کمال ناباوریِ پزشکان ، راشل، نوزاد خانم کارولین، نفس کشید نوزاد زودرس،که پزشکان از زنده ماندنش قطع امید کرده بودند، ...
19 خرداد 1392

منم یک ملکه هستم

                                          چارلز دانشجوی انگلیسی با طعنه به دوست و همکلاسی ایرانی اش  همایون می گه : چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن  !؟؟   یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل کنن؟؟   همایون لبخندی میزنه و میگه :   مگه ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟ و هر مردی می تونه ملکه انگلستان رو لمس کنه؟!     چارلز با  عصبانیت  می گه :   ن...
19 خرداد 1392

سفر به تبریز

جوجه کوچولوی مامان جونم برات بگه  ما از شهریور پارسال به خاطر شما خونه نشین شده بودیم وهیج جا برای مسافرت نرفته بودیم تا این تعطیلات 14-15 خرداد که فرصت خوبی برای مسافرت بود چون جمعا 4روز تعطیل بودیم اما طبق معمول نگران از اینکه نکنه تو مسافرت شما اذیت بشی که سهیلا جون دختر دایی اینجانب ما رو تبریز دعوت کردن وما هم خوشحال وخندون با خاله سمیرا ودایی میثم اینا رفتیم تبریز خونه خاله سهیلا سه شنبه صبح ساعت 7همه اومدن خونه ما وباهم به سمت تبریز حرکت کردیم در حالی که ما ماشین نبردیم من و آرتین خان با دایی میثم وبهار جون رفتیم وبابا رضا با ماشین عمو اکبر موقع رفتن زیاد تو ماشین اذیت نکردی  وچند روزی هم ...
18 خرداد 1392