آرتین آرتین ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 9 روز سن داره

آرتين شیرینی زندگی مامان وبابا

گلم عیدت مبارک

  زندگی"باور" دعاهای قشنگ است ! برایت دعاهای قشنگ میکنم آنها را "باور"کن! نگران چه هستی وقتی خدا را داری هر چه میخواهی  طلب کن زیرا او به تمام کائنات فرمان سکوت داده تا حرف دلت را بشنود. الهی بحق ماه قشنگ رمضان هیچکدام از آرزوهایت،آرزو نماند   شیرینی زندگیم عـــیدت مبارک ...
18 مرداد 1392

همش2

                  آرتین تا این لحظه ،   2 سال و 22 روز و 22 ساعت و    22 دقیقه و 22 ثانیه سن دارد               این تاریخ جالب روز یک شنبه ١٣ مرداد ٩٢ ساعت ٠٩:٠٠ در وبلاگ آرتین نمایش داده شد       ...
13 مرداد 1392

شیرین زبونی آرتین تو 2سالگی

  پسر گلم دیگه دایره لغاتت داره روز به روز بهتر وشیرین ترمیشه و هر روز خودنی ترمیشی "با این کلمات شیرینی که ادا میکنی" آتین:آرتین تــَــعی لو:تقی لو     بابات :بابارضا نـــَشیم :نسیم نـَســین :نسرین(مامانی) مــجید :مجید(بابایی) تازه چند روز پیش مسعود عمو جون(عموی من) رو دیدی و بلند صدا میزدی:مجید مجید ثا-ثاخ-هیثاخ :میثاق باهار :بهارجون میثم :میثم چند روز پیش دای جون میخواست بیاد دنبال ما تا با هم بریم باغ که من گفتم آرتین حاضرشو الان دایی میاد بریم باغ که بعد ازآماده شدن رفتی جلو درب ورودی وبلند صدا میزدی میثم میثم   عَ دا :علیدا (عموجونت) ...
12 مرداد 1392

اولین شب تنهایی

                           پسر قشنگم دیشب ٢٩/٠٤/٩٠تو زندگیمون یه اتفاق مهم افتاد دیروز افطار خونه مامان مهین بودیم و مهمونشونم مامانی اینها ودایی میثم اینا بودن و همه چی خوب بود  اما موقع رفتن مهمونا،شما اول رفتی بغل بابایی وبعدش هم رفتی بغل میثاق وبه هیچ وجه راضی نمیشدی بیایی بغل ما      و همراه آنها رفتی خونشون و ما هم سریع جمع جورکردیم و اومدیم دنبال شما اما شما باز کوتاه نمیومدی و همچنان بغل بابایی بودی  یک ربعی ما رو تو خیابون نگه داشتی اما نیومدی که نیومدی و ب...
30 تير 1392