آرتین آرتین ، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه و 7 روز سن داره

آرتين شیرینی زندگی مامان وبابا

پسر مستقل من

قند عسلم پسرك نازم آرزو دارم بهاران مال تو، شاخه هاي ياس خندان مال تو، ساده بودن هاي باران مال تو، آن خداوندي كه دنيا را آفريد، تا ابد همراه و پشتيبان تو باد دردونه مامان هر روز كه ميگذره از اينكه خداوند يه همچين هديه نازي رو به من داده واقعا خدا رو شكر ميكنم آخه بچه هم اين همه با هوش اين همه مستقل واين همه مهربون   چند روزي ميشد كه براي خريد موبايل ميرفتيم مغازه دوست دايي ميثاق وشما حسابي با همه دوست شده بودي تو مغازه حسابي شيرين زبوني ميكردي ويكي از شما پرسيد ميري مهد وگفتي آره واسم مهد رو از شما پرسيد وشما هم گفتي مهد آبي  خلاصه يه چند روزي ما خواسته و ناخواسته ...
13 ارديبهشت 1393

گل پسر 33 ماهه من

  اين سپيد روي با موهایی به رنگ قهوه اي با چشماني درخشان بسان تيله اي سياه تنها اميد من است  براي زنده بودن و زندگي كردن .     فقط پروردگارش مي داند كه چقدر اين روزها شيرين است.از كنار شیشه عسل كه رد مي شود عرق شرم بر   پيشاني شيشه مي نشيند . آرتين  را مي گويم،آیت مهرباني و  شيرين زباني .هرچه بگويم كم گفته ام از شيريني اش . خـــدایــا بســـلامت دارش. " پـــــسرم   33 ماهه من عــاشــقانه دوســـتت داریم "                    &nb...
28 فروردين 1393

خاطرات شیرین نوروز 1393

  برای تو مینویسم ، تمام هستیم برای تو که ٣٢ ماهه شدی میهمان خانه دلمان برای تو که پسرکی ناز وشیطون و دلبر شدی پسرک نازم،سومین بار است که با هم، هم قدم پا به سال جدید می گذاریم تاسالی به خوبی وشیرین تر از سال قبل رقم بزنیم پس مینویسم برات این روزها را تا از یاد نبری خاطرات شیرین کودکیت را     پسر گلم مامان روز ٢٨ اسفند رو هم مرخصی گرفت تا به کارهای عقب افتاده ام برسم اما با وجود یه پسرک شیطون به کارهای عقب افتاده ام نرسیدم که هیچ کارهای جدیدی هم برام درست میکردی به همین خاطر ٢شب تا ساعت ٢ بیدار میموندم تا شب به کارهام برسم وروزها با هم شیطنت کنیم روز ٢٩ اسفند هم فقط کارمون بدو بدو بود...
31 فروردين 1393

شروع آينده اي روشن

پسر قشنگم،پسرباهـوشم امروز يكي از بهترين روزهاي زندگي من وبابا رضاست امروز تربچه ما وارد يكي از روزهاي خوب ومهم زندگيش ميشه عزيز دلم خوشحالم برايت ،و روزهاي شادي رو برايت آرزومندم پاره تنم دل تو دلم نيست تا ساعت 6 رو ببينم    پسر گلم سال پيش خواستم شما رو كلاس هوش وخلاقيت بنويسم كه گفتن هنوز كوچيكي اما امسال اسم شما رو نوشتن و قراره  امروز شنبه 93/01/23 براي اولين بار تو كلاس درس حاضر بشي من كه از استرس داشتم ميمردم ساعت 6 تو مركز هوش وخلاقيت علوي بوديم كه شما با ديدن بچه ها چه كيفي ميكردي اينم آرش وطنين بچه هاي خوب همكاراي مامان نسي ومدام ميپرسيدي خانم مـُعـَمـِم كو برم...
23 فروردين 1393

سال نو مبارک ای فرشته محبوب من

  در این واپسین ساعتهای سال اگر خوشبختی 1برگ است،من درخت برایت آرزو میکنم.اگر امید 1 قطره است، من دریا برایت آرزو میکنم. اگر دوست سرمایه است، من خدا را برایت آرزو میکنم.                                             پسرکم بهار ثانیه ثانیه می آید واینجا پدر ومادری هست که به اندازه تمام شکوفه های بهاری برایت آرزوهای خوب دارند                                 &nbs...
29 اسفند 1392

چهارشنبه سوری سال 92 مبارک

                     آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می رویم سرخی تو از من ، زردی من از تو                                              آرتــــیــــــنم   با یاد سرخی گونه هات، درخشـش چشمات   سوزاننـدگی لبـهات، داغــــی عشقــــت  از رو آتــیش میپرم     &...
27 اسفند 1392