اولین افطاری
پسرگلم امروز١٤مرداد شما٢٤روزه شده وامروز افطاریه مامان مهینه به همین خاطر ما ازصبح داریم به مامان مهین کمک میکنیم وشماهم خیلی پسر نانازی هستی چون از روزی که اومدیم اینجا شمادیگه دل درد نداری ولی مثل کوآلا میچسبی به من غروب حوالی ساعت٧اومدیم خونه درحالیکه مامان مهین وباباغلام میگفتن شمارو بگذاریم اونجا ولی مگه دل من طاقت دوری شمارو داره بگو ٥دقیقه ٣نفری اومدیم خانه وبعداز آماده شدن دوباره ازخونه زدیم بیرون وبابایی یکم بیرون کارداشت وشماهم مثل ١فرشته کوچولو توبغل من خوابیده بودی تا اینکه رسیدیم خونه همین که خواستیم لباسامونو دراریم شما از خواب بیدار شدی ومدام جیغ وداد وگریه سردادی به همین خاطر مااصلا سفره افطارو ندیدیم مث...
نویسنده :
مامان نسی
0:47





